For never , for nothing

۴۱ مطلب توسط «‌‌دُر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌» ثبت شده است

در این لحظه ، از همه چیز بیزار بود .

از خود ، از دنیا ، از گلدان مقابلش ، از کتاب های خوانده نشده روی میز ، از آدم های خود پسنداطرافش ، از بوی عود پرتقالی نیمه سوخته .

تا یک قدمی مرگ رفته بود ، اما به نظر می‌رسید که آنجا معطل مانده و درسکوت با آخرین فنجان چای لیمویش ، زیر تلالو نور ماه ، در سکوت برای جرعه‌ای امید له له می‌زند .

 

 

I might disappear without a thing left behind — just a few pairs of old socks and love letters , and the windows facing Notre - Dame for all of you to enjoy, pig shop . Panzeri dearer than my life , whose slogan is : " Don't be unkind to strangers, lest they be angels in disguise " . I may disappear without leaving a trace of myself , but it is so moving that I may continue to walk among you in my house around the world ​​​​​​

 

 

صدا . لبخند ها . نگاه ها و کلمات 

عیبی نداره نفس عمیق می‌کشم و به این فکر می‌کنم که حداقل برادران کارامازوف رو بعد از پنج روز تونستم از سی‌بوک تحویل بگیرم . عیبی نداره ! شادی‌های کوچیک !

هیچ معجزه ای نمی توانست زمان را برایم به یادگار از گذشته بازگرداند ، گذر زمان در سیاهی وجودم همانند باده عشق می گذشت .

حقیقت من همین بود و بس ! باور نمی کردم و پابرجا بر آنچه در خیالم بود ایستاده بودم هر چه که بود ، خیالی بیش برایم نبود و تمام من این است و جملات درست در همین نوشته ها به پایان می رسد و تو اما به سراغ من بیا و حال مرا در میان همین کلمات پوچ بیاب .

فرض کنید چهل سال آینده

دختر 15 ساله ی ایرانی راجب جهنگ جهانی سوم توییت کنه .

Sometimes we have to say goodbye to the people and places we love , not because we stopped caring , but because life is asking us to grow in a new direction . And somehow, December makes it easier — its quiet skies , its soft gold light , and its honest chill remind me that endings can be beautiful too , and that I’m allowed to fall in love with what comes next

انسان صاحب درد است .
من هم درد دارم ..
درد وجود بی قرارم !
درد رد اشک های به جا مانده روی گونه هایم
درد کلمات نا گفته در جاده پوچ مغزم
درد خودکشی روحم و هزاران کالبد در منی دیگر .
درد بی نصیب شدنم از همه این لبخند ها
و هزاران درد دیگر که گفتنشان تنها تو را الوده عذابی ممکن میکند و من را غمگین تر .


هشدار :
انسان صاحب درد است !