For never , for nothing

۴۱ مطلب توسط «‌‌دُر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌» ثبت شده است

For a moment I feel an ant walking on my body and when I look I have no ant on my  skin . I think ant in my heart 

آمادئو مودیلیانی از سری هنرمندانی هست که برام شگفت انگیزه .

-

سلام عزیزم حالت چطوره ؟ 

 

 

به جای من در آغوش باد اشک می‌ریزی ؟

زن خود وطن است .

هیچ چیز جز انتشار آلبوم جدید « او و دوستانش » نمی‌تونست امشب من رو نجات بده.

لی لی حوضک ، جوجهِ اومد آب بخوره افتاد تو حوضک

من شکل سوم تب تنهایی تو ام تصویر کن خطوط مرا ، خواندنی که نیست !

A desolate world without you , a silent world without you and a painful heart full of suffering without you , passes alone in this waterlessness and desert grass 

انسان صاحب درد است .
من هم درد دارم ..
درد وجود بی قرارم !
درد رد اشک های به جا مانده روی گونه هایم
درد کلمات نا گفته در جاده پوچ مغزم
درد خودکشی روحم و هزاران کالبد در منی دیگر .
درد بی نصیب شدنم از همه این لبخند ها
و هزاران درد دیگر که گفتنشان تنها تو را الوده عذابی ممکن میکند و من را غمگین تر .


هشدار :
انسان صاحب درد است !